متافیزیک

   New Project 2   rsz new project 3    rsz activity based costing 2   template 2  01 3 5 40702138106959323320

1 A6b3zzPkEh b9Zc0 myRWA

برای اینکه مطلب متفاوتی داشته باشیم میخواهیم این موضوع را از نظر علمی  بررسی کنیم وگرنه خیلی ها میتوانند از طریق مذهبی این فرضیه را خیلی راحت رد کنند.

چیستی تناسخ :

تناسخ باوری خیلی قدیمی هست که بر طبق آن وقتی موجودات زنده می میرند روحشان میتواند در کالبد دیگری ظهور کرده و به حیات جدیدش ادامه دهد. یعنی من ممکن است قبلا گربه بوده باشم یا قبلا در جای دیگری از کره زمین مرد یا زن با هر موقعیت اجتماعی دیگری بوده باشم.

برخی بر این باورند که قضیه عدالت در تناسخ اجرا میشود .یعنی اگر فردی اکنون در سختی است و فقیر یا بیماراست، حتما در زندگی قبلیش موقعیت خوبی داشته ولی آدم بدی بوده و اشتباهاتی در زندگیش داشته که به روحش آسیب زده و باعث شده که اکنون روحش در زندگی جدید در موقعیت بدی جذب شود. یا اگر کسی استعداد بالایی در موسیقی دارد به این دلیل است  که در زندگی قبلیش موسیقیدان بوده.

اما این فرضیه ایرادهای خیلی زیادی دارد.

نقض عدالت در تناسخ:

فرض کنید مردمی که اوضاع خوبی داشته و خوشبخت هستند تصمیم بگیرند بچه دار نشوند! پس بعد از مدتی نسلشان منقرض میشود ولی تا قبل از انقراض، روح افرادی که می میرند  کجا میرود؟

خوشبخت ها و کسانی که زندگی ایده آلی دارند و ثروتمندان ،که بچه دار نمیشوند! پس روح افراد بدبختی که مرده اند چاره ای جز تولد مجدد در همان شرایط بد ندارند!

و روح افراد خوشبخت هم وقتی بمیرند ، ناچار در همان شرایط بد یکی رو انتخاب کند.

یا برعکس همین قضیه، اگر مردمی که وضعیتشون خیلی بد است تصمیم  به بچه دار نشدن بگیرند،  در این صورت وقتی بمیرند روحشان به طور تضمینی جای خوبی خواهد رفت!

پس عدالت از بین میرود.

مشکل جمعیت در تناسخ:

ایراد بعدی مربوط به تعداد مرده ها و زنده هاست، چندین برابر جمعیتی که هم اکنون بر روی کره زمین زندگی می کنند، قبلا مرده است، یعنی جمعیت مرده ها خیلی بیشتر از جمعیت زنده هاست، خب پس تکلیف روح های اضافی چه میشود؟

تناسخ زمانی ممکن است درست باشد که حداقل جمعیت مرده ها و زنده ها همیشه برابر باشد. برخی بر این باورند که  منبعی وجود دارد که این روح ها در ابتدا از آن جدا شده اند و بعد از تکامل هم به همانجا وصل میشوند. یعنی مدتی روح ما از این بدن به آن بدن میرود تا به تکامل برسد،و بعد به همون منبع اصلی وصل میشود.

به این ترتیب مشکل تعداد مرده ها و زنده ها برطرف میشود ولی این اصلا قابل قبول نیست که بگوییم تعداد روح های اضافی همگی کامل شده و به منبع وصل شده اند!

یک مثال ساده برای درک این اشتباه:

فرض کنیم همین الان یک بمب منفجر شودو کل جمعیت کره زمین به جز ۱۰ نفر از بین برود! تکلیف چند میلیارد روح چه میشود؟ کجا می روند؟ به تکامل هم نرسیده اند که به منبع اصلی بپیوندند.

rsz 51363289 985461044984481 2979861486918495014 n

اصلا فرض کنیم کره زمین مثل مریخ بشه و حیات کلا از بین برود. تکلیف روح ها چیست؟  

شاید بگویید به کهکشان های دیگری می روند، ولی ممکن است آنجا هم جای اضافه  نداشته باشند و سرشان به روح های خودشان گرم باشد!

روح ها بر چه اساسی  جذب بدن جدید میشوند ؟ آیا نزدیک ترین؟ آیا به صورت رندوم و تصادفی؟ یا خودشان خودشان را قضاوت و بررسی میکنند و به خود پاداش و یا جزا می دهند؟!

طبق تناسخ مردم نباید از پولدارها بدشان بیاید، باید از فقيرها بدشان بیاید و نباید به فقيرها کمک کنند چون آنها در زندگی قبلیشان افراد بدی بودند و حالا باید عذاب بکشند؟

دلیل پیدایش تناسخ:

براساس میتولوژی، بشر در طول قرن ها خصوصا اوایل پیدایشش شروع به معنی دار کردن وجود خودش روی زمین کرد و هر فرهنگ و قبیله ای طبق عقل و دانشی که داشته فرضیه ای ساخته است. اصولا ذهن ما سعی دارد تا همه چیز را معنادار کندبرای مثال مردم  روی دیوار، درخت، ابر و میوه ها اشکال معنادار پیدا میکنند که داوینچی آن را نشانه خلاقیت دانسته است.

حتی وقتی که شما یک سری عدد به صورت شانسی ببینید، در مرحله اول سعی میکنید ارتباط بین آنها را  درک کنید و بعد اگر نشد نتیجه میگیرید که احتمالا این اعداد تصادفی هستند و هیچ ارتباطی بینشان نیست ولی بازهم شک دارید. مغز ما یک بنگاه خبری است که اکثر اوقات خبرهای دریافتی را تحریف میکند.

در مورد تناسخ هم همینطور است. در آن زمان که این باور مطرح شده است طبق عقل و دانش مردم آن زمان منطقی تر بوده ولی بعد از گذشت زمان ایرادهای آن معلوم شده است. موارد بسیار دیگری هم مثل میتراییسم و انواع خدایان باستانی و در سال های بعد درباره موجودات فضایی مطرح شده است.

ولی درمورد دلایل و مستندهایی که در زمینه تناسخ وجود دارد چه؟ این دلایل تا به امروز به دو شکل ارائه شده اند. دسته اول یادآوری خود شخص است بدون سند و مدرک، یعنی فردی به یاد آورده که قبلا کلاغ بوده یا مثلا قبلا زندگی دیگری در جای دیگری داشته که معمولا راهی برای اثباتش هم ندارد.

کابوک نیز در یکی از کتاب های خودش اشاره کرده است که فردی را هیپنوتیزم کردم و به مراحل خیلی عمیق بردم و گفتم زندگی قبلیت رو به خاطر بیاور. او گفت یک گربه (اگر درست یادم باشد) هستم.

بعد کابوک میگوید نمیشود با اطمینان گفت که این فرد واقعا در زندگی قبلیش گربه بوده باشد، چون این حرف براساس انتظار و باوری که در ناخودآگاهش است ممکن است این خاطره ساختگی باشد.

دقیقا همینطوراست، همه انسان ها براساس باور و ذهنیتی که دارند در هیپنوتیزم اگر از آنها مستقیما یا غیرمستقیم خواسته شود میتوانند خاطره ای خلق کنند.

وقتی که ادعاهای مطرح شده در این زمینه را در معرض آزمون قرار دهیم اشتباه بودنشان معلوم میشود یا حداقل معلوم میشود که نمیتوانند اثباتی داشته باشند.

نوع دوم دلایل و مستنداتی هست که تقریبا ثابت شده هستند. مثلا فردی گفته در زندگی قبلی ام ۲۰۰ سال پیش در فلان شهر از فلان کشور زندگی میکردم و خانه ام این مشخصات را داشته و ...

محققان آن مکان را پیدا کردند و دیدند که فرد درست گفته است، در صورتی که با آن مکان فاصله زیادی داشته و در این سالها هیچ ارتباطی با آن مکان نداشته . چطور ممکن بوده که بتواند جایی را که هرگز ندیده است با این جزئیات توصیف کند؟!

در این مورد هم نمیشود تناسخ را کاملا قبول کرد ،چون آزمایش کنترل شده نیست. یعنی ممکن است فرد روزی مثلا ۱۰ سال پیش داخل روزنامه مطلبی راجع به آن مکان خوانده باشد و این وارد ناخودآگاهش شده باشد. یا از تلویزیون برنامه ای درباره ان مکان دیده باشد و الان با اینکه یادش نیست اما در ناخودآگاهش هست. یا اینکه شغلی داشته و روزی یک مشتری که اصالتا از اهالی آن شهر بوده براش چیزهایی تعریف کرده و رفته باشد.

این شخص که در یک محیط کاملا منزوی و ایزوله بزرگ نشده.

همچنین در برخی موارد فرد زندگی قبلی اش را توصیف کرده و مربوط به مکانی بوده که در عمل وقتی بررسی کرده اند دیده اند کاملا درست است اما این شهر و مکان به تازگی به وجود آمده و مثلا ۵۰ سال پیش هیچ سکنه ای نداشته و با توجه به سن شخص غیرممکن بوده که در زندگی قبلی اش در آنجا زندگی کرده باشد.

شاید درباره خلق الساعه شنیده باشید.

دانشمندی یک تکه گوشت را در جایی گذاشت و مشاهده کرد بعد از مدتی کرم میزند. نتیجه گرفت که موجودات زنده از هیچ و خود به خود به وجود آمدند.

بعد برخی دانشمندان گفتند که این آزمایش اشتباه است، چون پشه ها روی گوشت تخم گذاری کرده اند. لویی پاستور کسی بود که سعی کرد این آزمایش را به طور دقیق تر انجام دهد.

او گوشت را داخل یک شیشه دربسته گذاشت و باز هم بعد از مدتی گوشت کرم زد. این نتیجه را گرفت که گوشت از قبل آلوده بوده و اینبار گوشت را کاملا پخت تا میکروب ها از بین بروند و در یک ظرف شیشه ای کاملا استریل قرار داد. هوای داخل ظرف هم گرم کرد تا میکروب ها از بین بروند.

بعد از گذشت ماه ها هیچ اثری از پیدایش میکروب یا موجود زنده نبود و گوشت سالم ماند.

مخالفان پاستور و معتقدان به خلق الساعه گفتند که لویی با گرم کردن گوشت، نیروی حیات را از بین برده است.

او برای رد این موضوع، در ظرف را باز کرد و همان گوشتی که نیروی حیات در آن مرده بود بعد از چند روز کرم زد، و برای اطمینان بیشتر آزمایش را بار دیگر بدون اینکه بخواهد با گرم کردن عمل استریل و میکروب کشی را انجام بدهد با روشی دیگر (خلاء نسبی) انجام داد و باز هم گوشت سالم ماند.

به این ترتیب خلق الساعه رد شد. بنابراین از این آزمایش میشود چنین نتیجه گرفت که نباید به اکثر مستندهای عملی و حتی آزمایشات دانشمندان کاملا مطمئن بود، چون احتمال بروز خطا در آنها وجود دارد. مخصوصا مستندهایی که درباره ماورا ساخته میشوند. اینها هیچ کدام اعتبار علمی ۱۰۰درصدی ندارند و جنبه آموزنده یا اطلاع رسانی دارند و منبع معتبری به حساب نمی آیند.

درباره دلایلی هم که برای تناسخ می آورند چنین به نظر میرسد که نظریه حافظه وراثتی محتمل تر باشد و از نظر علمی هم تاحدودی پذیرفته شده است.

rsz butterfly hd wallpaper 89

 

تئوری جدید: حافظه وراثتی؛ رقیب نظریه قدیمی تناسخ

خاطرات ژنتیکی ممکن است تا قرن ها ادامه پیدا کنند.

 

یعنی نسل ما بخشی از خاطرات اجدادمان را از طریق DNA به ارث میبرد ولی به طورعادی قادر به یادآوری آنها نیستیم.

 

 

 

منبع:

اسرار ماوراء